صبح صالح ( مترجم : رحيمى نيا )

7

فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى )

نورت مىپويند . اى كه در دامن پرچين صحيفه‌ات هزاران گلواژهء ناخوانده و ناديده دارى ، با اينكه شامهء جانمان از رائحه ، حياتبخش گلهاى كلامت محروم است ، ولى شميم جانفزاى آن را دورادور حس نموده‌ايم و از درياى ژرف و بيكران سخنانت درسها آموخته ايم . اى معلم انسان و اى راهنماى بزرگ تاريخ . تو به انسانها « زندگى » و به تاريخ « عدالت » و به محرومان و مظلومان « قيام و حركت » را آموختى . بما آموختى كه بندهء كسى نباشيم چرا كه آزاد آفريده شده ايم « 1 » . بما آموختى كه هر ستمگر را دشمن باشيم و هر ستمديده را ياور « 2 » . بما آموختى كه خدا را نه از « ترس » و نه براى « پاداش » كه به جهت شايستگيش عبادت كنيم « 3 » . بما آموختى كه زمين با همه بزرگيش در برابر ظلمى كه به مورچه‌اى روا شود ، ناچيز و حقير است « 4 » . بما آموختى كه حق را در هر موردى پذيرا باشيم ، هر چند كه به زيان ما باشد « 5 » . بما آموختى كه هر كس تيغ ستم آهيخت عاقبت بدان كشته خواهد شد « 6 » . بما آموختى كه بهشت در سايه نيزه‌هاست « 7 » و جهاد

--> ( 1 ) نامه 31 نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 2 ) نامه 47 نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 3 ) حكمت 229 نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 4 ) خطبهء 215 نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 5 ) خطبهء 184 نهج البلاغه فيض الاسلام ( 6 ) حكمت 341 نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 7 ) خطبهء 124 نهج البلاغه فيض الاسلام .